معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
در شرایطی که جریان های تکفیری با سوءاستفاده از آموزه های دینی، تصویری خشونت آمیز و غیرعقلانی از اسلام به جهان مخابره می کنند، بازخوانی ریشه های تاریخی انحراف در جهان اسلام و واکاوی نسبت میان قدرت سیاسی و دین، ضرورتی انکارناپذیر است.
در شرایطی که جریان های تکفیری با سوءاستفاده از آموزه های دینی، تصویری خشونت آمیز و غیرعقلانی از اسلام به جهان مخابره می کنند، بازخوانی ریشه های تاریخی انحراف در جهان اسلام و واکاوی نسبت میان قدرت سیاسی و دین، ضرورتی انکارناپذیر است. در گفت وگوی پیش رو، محمد شمس الهی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان، با گذری بر وقایع صدر اسلام و نقد آسیب شناسانه جریان های انحرافیِ معاصر، معتقد است که تنها راهِ خنثی سازی پروژه های استعماری برای تخریب چهره دین، بازگشت به عقلانیت نبوی، تأکید بر وحدت عملی و ارائه روایت اصیل از اسلام رحمت للعالمین در سایه اجتهاد پویا است.
بزرگترین آسیب جهان اسلام نه در اختلاف نظرهای جزئی یا فروع دین، بلکه در یک نقطه کانونی یعنی «انحراف در اصل امامت و ولایت» نهفته بود. همین انحراف بود که به شکاف های عمیق اجتماعی و سیاسی دامن زد و سنگ بنای مشکلاتی شد که جامعه اسلامی تا امروز نیز با تبعات آن دست به گریبان است.
امروز که با جریان های انحرافی و تکفیری در جهان اسلام روبرو هستیم، برای مواجهه با این جریان ها، ما باید به پنج اصل کلیدی برگردیم که دو مورد آن در اینجا بسیار حیاتی است. اولین اصل، بازگشت به عقلانیت مورد تأکید اهل بیت(ع) در برابر ظاهرگرایی متعصبانه است.
بزرگترین انحراف پس از رحلت پیامبر، فاصله گرفتن از روش اهل بیت بود. در مکتب اهل بیت، در کنار ظاهر آیات، عقل، باطن قرآن و مقاصد شریعت جایگاه ویژه ای دارند. جریان های تکفیری امروز، وارثان همان ظاهرگرایی کور هستند که دین را به احکامی خشک و سطحی فروکاسته اند. هر قرائتی از اسلام که عقل سلیم، عدالت و مصلحت اندیشی نبوی را کنار بگذارد، حتی اگر پرچم قرآن را بالا ببرد، در مسیر انحراف است. ببینید امیرالمؤمنین(ع) در نامه به مالک اشتر چقدر زیبا بر مدارا و رأفت تأکید می کنند؛ این دقیقاً نقیض خشونتِ تکفیری است.
نکته دوم همین است؛ کاربست دین برای رسیدن به قدرت نامشروع، ریشه اصلی انحرافات سیاسی است. تحلیل تاریخ به ما می گوید که اختلافات صرفاً کلامی نبودند، بلکه ابزار قرار دادن دین برای کسب قدرتی بود که نه شرعی بود و نه عقلی. تکفیری های امروز هم با تکیه بر ثروت و سلاح قدرت های منطقه و فرامنطقه، دقیقاً همین مسیر را می روند تا به اهداف سیاسی خود مشروعیت ببخشند.
راهکار روشن است: باید بین دین و تحمیل قدرت مرز کشید. ما باید بر ولایت فقاهت و عدالت تکیه کنیم، نه ولایت شمشیر. قدرت باید از عقلانیت و فقاهت منشأ بگیرد، نه اینکه زور و شمشیر، مشروعیت بیاورد. البته این را هم باید بیاموزیم که گاهی برای مصلحت کلی اسلام، باید از منافع فرقه ای گذشت. همان طور که حضرت علی(ع) با وجود حق مسلم خود، برای حفظ وحدت و انسجام امت، صبر پیشه کردند؛ این یعنی اولویت امت بر منافع فرقه ای. این همان درسی است که دنیای اسلام امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.
نفی تکفیر یک اصل بنیادین اعتقادی است و از ارکان وفاق اسلامی محسوب می شود. اصل وفاق اسلامی یک ارزش قرآنی است که بر اصل اختلاف فقهی تقدم دارد. در مکتب پیامبر اعظم(ص) و اهل بیت(ع)، و همچنین در روایات فریقین، تکفیر دیگران به ویژه مسلمانان جایز نیست و از گناهان کبیره شمرده می شود. روایت معروفی هست که می گوید کسی که برادر دینی خود را به کفر متهم کند، این اتهام به خود او بازمی گردد.
متأسفانه، جریان های تکفیری با تمسک به آیات به ظاهر سخت گیرانه و نادیده گرفتن آیات رحمت و مغفرت، مخالفان خود را تکفیر می کنند. از نگاه قرآن و روایات شیعه و سنی، هر گروهی که خون و مال و ناموس مسلمانان را مباح بداند، حتی اگر شهادتین نیز بگوید، از مدار اسلام خارج شده است.
یکی از دلایل موفقیت آنها، خلأ فکری جوامع مسلمان در تفسیر به روز از دین است. اهل بیت(ع) در گفت وگو با مخاطبان، همواره بر رعایت میزان عقل آنها تأکید داشتند. بنابراین، مقابله با تکفیر نیازمند زبان مشترک انسانی است؛ یعنی رعایت حقوق انسان ها و همزیستی مسالمت آمیز. ما باید چهره ای رحمانی از اسلام براساس سیره نبوی ارائه دهیم که لازمه آن، تطبیق سنت با مقتضیات زمان و اجتهاد پویا و زمان شناسانه است.
نکته کلیدی اینجاست که تنها راه نجات، وحدت عملی در سایه قرآن و عترت است، نه وحدت اعتقادی اجباری. ما باید به نظریه وحدت در عین کثرت عمل کنیم که مهم ترین درس تشیع برای رفع تفرقه است. در تاریخ نمونه داریم؛ در دوران آل بویه یا صفویه، علما با وجود اختلافات اعتقادی فراوان، برای مقابله با تهدیدات مشترک بیرونی مانند صلیبیون یا استعمار متحد شدند.
امروز نیز شیعه و سنی باید بر محور مشترکات ایمانی یعنی توحید، نبوت، معاد، قرآن و قبله متحد شوند و اختلافات فقهی و اعتقادی را به محافل علمی و پژوهشی محدود کنند. نباید بگذاریم این اختلافات نظری به زندگی روزمره مسلمانان سرایت کند. همچنین باید توطئه های استکبار و صهیونیسم را خنثی کرد.
در یک کلام، جریان های تکفیری نماینده اسلام اصیل و هیچ مذهب معروف فقهی نیستند. بلکه پدیده ای سیاسی-استعماری هستند که با سوءاستفاده از متن قرآن و سنت، چهره دین را تخریب می کنند. قوی ترین سلاح مسلمانان در برابر آنها، اعتماد به نفس تاریخی و روایت صحیح از سیره نبوی است؛ روایتی که در آن پیامبر(ص) نه یک فرمانده جنگجو، بلکه رحمت للعالمین بود که حتی با دشمنان خود منصفانه و کریمانه رفتار می کرد. بازگشت به این سیره اخلاقی که در مکتب اهل بیت (ع) به اوج خود رسید، تنها راه خنثی سازی پروژه تخریب چهره اسلام است.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}